خیابان، دنیای قشنگِ نو
شیرین نوروزیان
««برای یک لحظهی تابناک، آن شمار انبوه زندگیهای منزوی و منفرد که سازندهی شهر مدرناند، در قالب نوع جدید از ملاقات [اجتماعی] گرد هم میآیند تا تودهی مردم را شکل بخشند. «خیابانها مال مردم است»: آنان کنترل مادهی بنیادین شهر را به دست میگیرند و آن را از آن خویش میسازند. برای مدتی کوتاه مدرنیسم آشوبزدهی حرکات تند و ناگهانی افراد منزوی، جای خود را به مدرنیسم منظم جنبشی تودهای میبخشد.»
— مارشال برمن (برمن، ۱۳۷۹:۱۹۹)
تاریخنگاری وضعیتها در دوران مدرن
در سیر تاریخی معماری در ایران مدرن که محملی برای جایگزینی پیدرپی وضعیتهاست؛ شاید بتوان با دید کوتاه مدت به این توالی وضعیتها نگاه کرد، وضعیتهایی که در عین وابستگی، باید هریک را در بستر خود خواند و صحنهای کاریکاتورگونه از مقاطع زمانی و اجتماعی وابسته به معماری، در تاریخنگاری آنها ترسیم کرد. کاریکاتورگونه نه از باب جدی نبودن، بلکه به دلیل ساختن یک تصویر قابل خوانش در پردهها و سطحهای مختلف با نقاط پررنگ و شاخص همراه نقاط کمرنگ و کوچک درکنار یکدیگر.
یکی از این وضعیتها، تولد خیابان به عنوان یک تغییر فضامند در شهر ایرانی است. خیابان در قالب یک فضا و به مثابهی یک تولید کالبدی ـ اجتماعی در شهر ایرانی، یک جریان زایا از انگارههای تولیدشده در ذهن فرد ایرانی است که در کالبدی گذرگاهی ظهور میکند. برای خواندن و شناختن خیابان و وجوه مختلف آن میبایست آن را مانند صحنهای از وقایع و رفتارهای مختلف دید. کالبد خیابان و سیر تحولات آن در بازههای زمانی گوناگون و نحوهی رفتار و خواست اجتماعی از این فضای جدید سرنخهایی برای کشف خیابان ایرانی در دورههای مختلف است.
ذهنیت دربارهی خیابان ایرانی، تلفیقی از خیابانهای کهن و توصیفهای نو
خیابان، که انسان شهرنشین امروزی تنها یک تصویر مشخص از آن در ذهن خود دارد، دارای معانی پنهان تاریخی است که در دورههای مختلف این کالبد را تعریف میکردند. مفهوم خیابان در گذشته، گریزی به خیابان به عنوان راهی در میانهی باغهای خصوصی در قرن یازده هجری و به تفرجگاهی شهری برای گردش عموم در دوران صفوی میزند. مفاهیمی که با خواستهایی از خیابانهای اروپایی درهم آمیخته و مولد اولین خیابانها در ایران شدند.
خیابان، راهی در میانهی باغ آشنای ایرانی در مثنوی دوحهالازهار این گونه توصیف میشود:
«به رسم حاشیه بر دور این باغ –
خیابانی است زو افلاک را داغ
بر اطرافش درخت بید و عرعر –
که سایند از تفاخر بر فلک سر
خیابانی ز درگاه تا به ایوان –
تماشا کن که در تن میدمد جان
درختان از دو جانب سر بر افلاک –
به رعنایی خرامان و طربناک
خیابانی دگر از غرب تا شرق –
به قسمت کرده سطح باغ را فرق
به سطحی کاین دو خط بر هم گذشته –
مربع عرصهای آماده گشته
عیان بر چارکنج این مربع –
که هست از سبزه و گلها ملمع
فلکسا تاکهای عالمآرا –
فلکهای معلی پر ثریا… »
(دبیرسیاقی، ۱۳۹۷: ۲۰۷)
از طرف دیگر از خیابان به عنوان فضایی غریبه، در سفرنامههای ناصرالدین شاه قاجار به فرنگ در سال ۱۲۹۰ هجری آورده یاد میشود. ناصرالدین شاه از سفر خود به آلمان نقل میکند:
«بعد آنها رفته ما داخل قصبهی مزبوره شدیم بسیار آباد و دکانین معتبر و جمعیت زیاد دارد از آنجا گذشته به خیابان بسیار خوبی رسیده راندیم به طرف شهر «ویزباد» خیابان سه معبر داشت وسط برای کالسکه بسیار عریض یکی برای سواره دیگری پیاده.» (ناصرالدین شاه قاجار، مستوفی، ۱۳۶۲: ۶۴)
برای خواندن متن کامل مقاله، شماره هشت مجله هنرنگار را خریداری نمایید.
