هنرنگار-۸

سرمقاله ۸

مقدمه‌ای بر تأخیر و تداوم در میانه‌ی جنگ

مهدی شادکار
[صاحب امتیاز و مدیر مسئول]

شماره‌ای که اکنون پیش روی خوانندگان قرار گرفته است، قرار بود در زمانی دیگر منتشر شود. برنامه‌ی اولیه آن بود که این شماره از دوفصلنامه‌ی «هنرنگار» در همین روزهای اواخر بهار در سال گذشته منتشر شود؛ اما توالی رخدادهایی که خارج از اراده‌ی یک مجله است، انتشار آن را بارها به تعویق انداخت. نخست جنگ دوازده‌روزه رخ داد و فضای عمومی کشور را در وضعیتی غیرعادی قرار داد. پس از آن، مدیرمسئول مجله —که همان تایپ‌کننده‌ی این واژگان است— درگیر دفاع از رساله‌ی دکتری خود بود؛ دفاعی که قرار بود در خرداد برگزار شود اما به خاطر وضعیت خاص کشور، تا پایان شهریور، همچون جملگی فعالیت‌های دانشگاهی و دفاع‌های کارشناسی ارشد و دکترا به تعویق افتاد. برنامه‌ریزی تازه برای انتشار در پاییز نیز چندان دوام نیاورد و انتشار شماره به آغاز زمستان موکول شد؛ اما تحولات سیاسی و اجتماعی —تنش‌های پس از اعتراضات دی‌ماه، قطع اینترنت و الخ— بار دیگر انتشار مجله را ناممکن ساخت. اسفندماه نیز با رخدادی دیگر همراه بود: جنگ چهل‌روزه‌ی ایالات متحده و اسرائیل علیه زیرساخت‌ها و تمامیت ارضی ایران آغاز شد؛ رخدادی که بار دیگر وضعیت عمومی را از حالت عادی خارج کرد و انتشار مجله را به زمانی موکول ساخت که شرایط اندکی به ثبات نزدیک شود.
باری، در «اینجا و اکنون» که صاحب این صفحه‌کلید در حال تایپ این سطور است، درگیری‌های نظامی هنوز در دوران آتش‌بس ادامه دارد و نشانه‌های پایان کامل بحران چندان روشن نیست. با وجود این، تصمیم گرفتیم بیش از این در انتشار این شماره درنگ نکنیم. مجله‌ی علمی و فرهنگی، اگرچه از شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه‌ی خود تأثیر می‌پذیرد، اما نمی‌تواند تا رسیدن به وضعیت کاملاً آرام صبر کند؛ چراکه در بسیاری از زمان‌ها، چنین وضعیتی اساساً فرا نمی‌رسد. از همین رو انتشار این شماره را، در میانه‌ی نوعی تعلیق تاریخی، ضروری دانستیم.
شماره‌ی حاضر از «هنرنگار» حول سه پرونده‌ی اصلی سامان یافته است: «نقد تاریخ‌نگاری‌ها در هنرها»، «تاریخ‌نگاریِ نو» و «تاریخ فرهنگیِ فضا». این سه محور، اگرچه از نظر موضوعی مستقل به نظر می‌رسند، در سطحی ژرف‌تر به پرسشی مشترک بازمی‌گردند: نسبت ما با تاریخ در هنرها چیست و چگونه می‌توان تاریخ هنر، معماری و فضا را در زمانه‌ی کنونی بازاندیشی کرد؟ تاریخ‌نگاری در هنرها صرفاً روایت گذشته نیست؛ بلکه سازوکاری است برای صورت‌بندی اکنون و حتی برای تخیل آینده. از همین رو مسئله‌ی تاریخ‌نگاری، مسئله‌ای صرفاً روش‌شناختی یا آکادمیک نیست، بلکه به نحوی بنیادین با فهم ما از هنر، فرهنگ و جامعه پیوند دارد.
پرونده‌ی نخست، «نقد تاریخ‌نگاری در هنرها»، به بازخوانی انتقادی برخی از مهم‌ترین مفروضات و روایت‌های تثبیت‌شده در تاریخ هنر و تاریخ معماری می‌پردازد.پرونده‌ی دوم با عنوان «تاریخ‌نگاریِ نو» به امکان‌ها و افق‌های تازه در نوشتن تاریخ هنر و معماری می‌پردازد. پیشگفتار این پرونده تلاش می‌کند چشم‌اندازی کلی از تغییرات اخیر در رویکردهای تاریخ‌نگاری ارائه دهد. پرونده‌ی سوم با عنوان «تاریخ فرهنگی فضا» دامنه‌ی بحث را از تاریخ هنر و معماری به قلمرو گسترده‌تر فرهنگ و تجربه‌ی فضایی گسترش می‌دهد. پیشگفتار این پرونده چارچوب نظری این رویکرد را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه فضا را می‌توان نه فقط به‌عنوان امری کالبدی، بلکه به‌عنوان پدیده‌ای فرهنگی و روایی مطالعه کرد. آنچه این سه پرونده را به یکدیگر پیوند می‌دهد، تلاشی مشترک برای بازاندیشی در مفهوم تاریخ است. تاریخ در اینجا نه صرفاً گذشته‌ای ثبت‌شده، بلکه میدان جدال روایت‌ها، مفاهیم و روش‌هاست. پرسش از چگونگی نوشتن تاریخ هنر، معماری و فضا، در نهایت به پرسش از چگونگی فهم اکنون و امکان‌های آینده بازمی‌گردد. اکنون و آینده‌ای که شامل عناصر جدید مانند هوش مصنوعی، و واقعیت مجازی و واقعیت افزوده نیز خواهند بود، که هم زیبایی‌شناسی جدیدی به همراه دارند و هم ابزارها و مدیوم‌های معاصر برای آفرینش هنری.
این شماره‌ی «هنرنگار» حاصل همکاری نویسندگانی است که هر یک از زاویه‌ای متفاوت به این مسئله نگریسته‌اند. طبیعی است که میان دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مقالات، تفاوت‌ها و حتی تعارض‌هایی وجود داشته باشد؛ اما شاید همین تنوع دیدگاه‌هاست که امکان گفت‌وگوی جدی‌تر درباره‌ی تاریخ‌نگاری در هنرها را فراهم می‌کند.
در پایان، صاحب این صفحه‌کلید امیدوار است که انتشار این شماره، با وجود همه‌ی تأخیرها و دشواری‌ها، بتواند گامی هرچند کوچک در جهت گسترش بحث‌های نظری درباره‌ی تاریخ‌نگاری هنر و معماری، و تاریخ فرهنگی فضا در زبان فارسی باشد. مجله‌ها در بهترین حالت نه محل اعلام قطعیت‌ها، بلکه میدان طرح پرسش‌ها هستند. اگر این شماره بتواند پرسش‌های تازه‌ای پیش روی خوانندگان بگذارد، مأموریت خود را تا حدی انجام داده است.

۲۲ خرداد ۱۴۰۵