نقد تاریخ‌نگاری در هنرها, هنرنگار-۸

نقدی بر کتاب «تاریخ هنـر» نوشته‌ی‌ ارنست گامبریـچ

نقدی بر کتاب «تاریخ هنـر»
نوشته‌ی‌ ارنست گامبریـچ

آنتون کاپیتـِل
ترجمه: غــزل روحانی

 

پیشگفتار سردبیر
نقد آنتون کاپیتل –که خود معمار و نظریه‌پرداز معماری است– بر کتاب تاریخ هنر ارنست گامبریچ را باید با این ملاحظه خواند که این متن، برخلاف بسیاری از نقدهای معاصر، از منظری پسا-استعماری یا انتقادی به تاریخ هنر نوشته نشده است. مسئله‌ی اصلی نویسنده، نه نقد اروپامحوری روایت گامبریچ، بلکه اعتراض به این است که چرا هنر اسپانیا، سنت کاتولیکی و موزه پرادو [مادرید] در این روایت سهمی کمتر از هنر بریتانیا، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی یافته‌اند.
از منظر مطالعات معاصر، بویژه رویکردهای پسا-استعماری و تاریخ هنر جهانی، پرسش اساسی این نیست که چرا لندن و پاریس بر مادرید یا سن‌پترزبورگ ترجیح داده شده‌اند؛ بلکه این است که چرا اساساً تاریخ هنر جهان همچنان در چارچوب چند موزه و چند سنت اروپایی روایت می‌شود. جایگزین کردن موزه پرادو یا آرمیتاژ با موزه‌های لندن و پاریس، تغییری در منطق این روایت ایجاد نمی‌کند؛ تنها مرکز ثقل آن را از یک قدرت فرهنگی اروپایی به قدرتی دیگر منتقل می‌کند.
از این منظر، متن حاضر را باید نقدی از درون همان سنت اروپامحور دانست، نه نقدی بر آن. به بیان دیگر، این نوشته بیش از آنکه ساختار مسلط تاریخ‌نگاری هنر را به چالش بکشد، در پی بازتعریف سهم اسپانیا در همان ساختار است؛ از همین رو، آن را باید جدالی میان دو روایت اروپامحور دانست، نه نقدی بر خود اروپامحوری.

خلاصه
این متن نقدی است بر کتاب «تاریخ هنر» ارنست گامبریچ، اثری کلاسیک و قدیمی کهن که به زبان‌های متعدد ترجمه شده و در سال ۲۰۱۱ به صورت ویرایش جیبی به زبان اسپانیایی نیز منتشر گردید. این نقد کمتر به محتوای نظری کتاب می‌پردازد و صرفاً به برخی جنبه‌های آن اشاره می‌کند؛ تمرکز اصلی بر انتخاب گزیده‌ها و گنجینهٔ منتخب گامبریچ از تاریخ جهانی هنر است. نویسنده به‌ویژه از نبود تقریباً کامل هنر اسپانیایی در این کتاب انتقاد می‌کند و بیش از همه، نمایندگی بسیار ضعیف و ناچیز مجموعه موزه دل پرادو – که بی‌تردید برترین گنجینه هنری جهان است – را مورد نکوهش قرار می‌دهد. همچنین انتخاب نادرست برخی نمونه‌ها و حضور بیش از حد آثار درجهٔ دوم بریتانیایی و هلندی مورد انتقاد واقع می‌شود. نویسنده همچنین از کم‌توجهی کتاب به معماری پس از دوره باروک ابراز تأسف می‌کند و در نهایت، حفظ آن تز قدیمی و توهین‌آمیز مبنی بر برتری هنر کشورهای پروتستان بر کشورهای کاتولیک را به شدت نکوهش می‌نماید.

***
کتاب مشهور تاریخ هنر [داستانِ هنر] نوشته‌ی ارنست گامبریچ برای نخستین بار در بریتانیا و در نسخه‌ای اولیه منتشر شد. از آن زمان تاکنون، کتاب ۱۶ ویرایش تجدیدنظرشده و چاپ‌های متعدد را پشت سر گذاشته است. در سال ۲۰۰۶ نخستین نسخه‌ی جیبی آن، با کیفیتی بسیار خوب و همراه با چاپ ۴۱۳ تصویر تشکیل‌دهنده‌ی آنتولوژی [دسته‌بندی آثار]، به زبان انگلیسی در لندن منتشر شد. این کتاب به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. در سال ۲۰۱۰ نسخه‌ی جیبی آن به زبان اسپانیایی نیز عرضه شد.
متن معرفی این نسخه با این جمله آغاز می‌شود که [این] «تاریخ هنر» «محبوب‌ترین و مشهورترین کتاب هنر است که تاکنون منتشر شده است». ما در این موضوع تردیدی نداریم، و همین گستردگی عظیم انتشار کتاب مرا بر آن داشت تا یادداشت‌های حاضر را بنویسم.
احترام و تمایلی که برای آثار گامبریچ قائلم، بر پایه‌ی مطالعه‌ی برخی از مهم‌ترین آثار اوست. از میان آنها شایسته است به «هنر و توهّم»، «تصویر و چشم» و «مزیت [هنر] ابتدایی [بَدَوی]» اشاره کنم. اینها کتاب‌هایی شگفت‌انگیزند و به همگی توصیه می‌شوند. چندی پیش، هنگامی که نخستین نسخه‌ی اسپانیایی منتشر شد، وسوسه‌ای برای خواندن تاریخ هنر داشتم، اگرچه آن زمان این کار را نکردم. اما سال گذشته، هنگامی که در لندن زندگی می‌کردم، نسخه‌ی جیبی انگلیسی را در کتاب‌فروشی موزه‌ی ملی هنر یافتم. وقتی دریافتم این نسخه چقدر زیبا، دقیق و ارزان است، تصمیم گرفتم آن را به انگلیسی بخرم و بخوانم. این کار را با لذت و دقت انجام دادم. بعدها در مادرید دریافتم که نسخه‌ی جیبی کتاب به اسپانیایی نیز منتشر شده و همین کشف مرا برانگیخت تا این نقد را بنویسم. […]

برای خواندن متن کامل مقاله، شماره هشت مجله هنرنگار را خریداری نمایید.