روایتپردازی و خنیاگری
در قهوهخانههای ایران و جهان اسلام
مریم فراش خیابانی
پیش گفتار
این نوشتار بخشی از پژوهشهایی است که در خلال جستجوهایم برای نوشتن مدخل قهوهخانهها به سفارش دانشنامه جهان اسلام بنیاد دائرة المعارف اسلامی، گردآوری کردم. مواجهه با لایههای گوناگون هنری، اجتماعی، سیاسی، در قالب قصهگویی، خنیاگری، تبلور هنرمندی مردمانی است که داستانهایشان را به خلاقانهترین شکل ممکن به دیگریها منتقل کردهاند. و این جایی است که شاید ترکیب واقعیت و خیال، امکان تمییز آنها را دشوار کند، و البته بر رازآلودگی جهان صحه میگذارد. امری که در جهان معاصر هر چه بیشتر کمرنگ میشود و ما، همچنان نمیدانیم که با این حجم به ظاهر امر واقع، موجودات خوشبختتر و راضیتری هستیم یا خیر.
پی نوشت: بخشهایی از این نوشتار مطابق با فرآیند مدخل نویسی بود و اهمیت توجه به منابع دست اول و موجز نویسی سبب میشود در آن شکل از پژوهش منابع متعدد مورد توجه قرار گیرند، برای مثال گاهی در یک پاراگراف بیش از 10 منبع ذکر میشود که برخی نیز در این پژوهش به زبانهای دیگر مانند عربی و ترکی استانبولی است. از آنجاییکه آن شکل از نوشتار و منبع نویس از حوصله این جستار خارج است، تنها برخی منابع شاخص در پینوشتها آورده شده است و امید است با انتشار کامل مدخل، خوانندگان دغدغه مند در این حوزه بتوانند آنچه مورد نظرشان است را دریافت کنند.
مختصری در باب قهوه و قهوهخانه
قهوه در جریان گسترشش، ابتدا در سرزمین هایی انتشار یافت که به منطقه اصلی کشت و پرورش آن در اتیوپی (حبشه) و یمن نزدیک بودند. اولین جایی که در به روی نوشیدنی جدید در فضای عمومی گشود، امپراتور عثمانی بود اما ایران در همسایگی که از طریق تجارت و جنگ با آن ها در ارتباط بود، نمی توانست چندان عقب تر باشد. با اینکه قهوه خیلی زود در میان طبیبان و عطاران ایرانی شناخته شد، گسترش و رواج آن در میان مردم عملا در اواخر قرن دهم ه.ق/شانزدهم م بود. در ابتدا صوفیه از این نوشیدنی برای مراسم ذکر و دورهم جمع شدن استفاده میکرده و پس از آن عموم مردم و فقها نیز برای مطالعه از آن استفاده کردند و بدین شکل انتشار یافته است1الجزیری، عبدالقادر بن محمد (1996)، عمده الصفوه فی حل القهوه، تحقیق عبدالله بن محمد الحبشی، منشورات المجمع الثقافی، ابوظبی. و بازرگانان بسیاری برای تجارت قهوه و تبادل آن بین این سرزمینها با هم رقابت میکردند.
قهوهخانهها مکانهایی بودند که مردم در آن دور هم جمع میشدند تا قهوه بنوشند، به موسیقی گوش داده و به بازیهایی مانند شطرنج مشغول شوند، این فضاها در قرن ۱۶ام میلادی در مکه طرفدار پیدا کردند. گرچه در نتیجهی مخالفت مذهبی در سال ۹۱۷ هجری (۱۵۱۱) میلادی برای مدتی طبق فتوای فقها تعطیل شدند، اما این تعطیلی زیاد به طول نیانجامید.2فلسفی، نصرالله (1348)، تاریخ قهوه و قهوه خانه در ایران، در کتاب چند مقاله تاریخی و ادبی، انتشارات وحید، شماره 7، چاپ اول احتمالاً اولین قهوهخانههای ایران در زمان سلطنت طولانیمدت شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ ه.ق/ ۱۵۲۴-۱۵۷۶ م.) راهاندازی شدهاند؛ گرچه تا قبل از زمان شاه عباس اول (۹۹۶-۱۰۳۸ ه./ ۱۵۷۷-۱۶۲۹ م.) یعنی زمانی که قهوهخانههای متعددی در قزوین، اصفهان و شهرهای دیگر تاسیس شدند در منابع اشاره دقیقی به این قهوهخانهها نشده است. افزایش قهوهخانهها در ایران، مثل هر جای دیگر دنیا، احتمالاً تا حدی مدیون گسترش شهرنشینی بود. ثبات سیاسی نسبی و فقدان نزاعهای مذهبی در عصر صفوی، رشد جمعیت و گسترش جادهها عوامل اصلی مؤثر در گسترش این نوشیدنی تازه در مناطق مختلف کشور بودند. در قهوهخانهها به مثابه فضاهایی نیمه عمومی، فعالیتهای متعددی انجام میشد و بستر بروز و ظهور هنرهای گوناگونی شد که در این جستار بر روایتپردازی و خنیاگری تاکید شده است.
برای خواندن متن کامل مقاله، شماره هشت مجله هنرنگار را خریداری نمایید.
