تاریخ معماریِ امروز:
کجا ایستادهایم؟ به کجا میرویم؟
هیلده هاینِن
ترجمه: مهریز اخوان ذاکری
چکیده
این مقاله که درواقع بازنویسی یک سخنرانی در کنفرانس EAHN سال ۲۰۲۲ است، با هدف ترسیم وضعیت کنونی حوزهی تاریخ معماری و دنبالکردن تحولات اخیر و مسیرهای نوظهور آن نوشته شده است. این متن که از دیدگاه اروپایی نگاشته شده، ادعای ارائهی دیدگاهی جهانی ندارد؛ بلکه تمرکز آن بر آثاری است که به زبان انگلیسی منتشر شدهاند و از طریق نهادهایی چون انجمن تاریخنگاران معماری آمریکا (SAH) و شبکهی تاریخ معماری اروپا (EAHN) در جامعهی علمی رواج یافتهاند.
مقاله با بازاندیشی در خودِ مفاهیم «تاریخ» و «معماری» آغاز میشود، آنها را در بستر مباحث معاصر قرار میدهد و به ماهیت و معنای هر دو اصطلاح میپردازد. سپس تاریخ معماری را از درونِ تعامل آن با حوزههای مجاور و مرزی —از جمله تاریخ هنر، تاریخ ساختوساز، تاریخ شهری و علوم اجتماعی—صورتبندی میکند و میکوشد اشیای محوری و روشهای اصلی این رشته را شناسایی کند. در ادامه، مقاله به پرسشها و روشهای پژوهشی نوظهوری میپردازد که بهتازگی برجسته شدهاند؛ از جمله دغدغههای محیطزیستی، نقدهای فمینیستی، راهبردهای پسااستعماری و ابزارهای دیجیتال.
کلیدواژهها
تاریخ معماری، چرخش محیطزیستی، استعمارزدایی
۱. تاریخ معماری (امروز) چیست؟
تاریخ معماری کمابیش بهعنوان رشتهای دانشگاهی درنظر گرفته میشود که «تحولات معماری را در سنتها، مناطق، جریانهای سبکی کلان و دورههای زمانی مختلف دنبال میکند» (History of Architecture, 2023). با این حال، تعریف تاریخ معماری خود موضوع دگرگونیها و مناقشاتی است که به این پرسش بازمیگردد که «تاریخ» اساساً چه معنایی دارد. به همین ترتیب، مفهوم «معماری» نیز در بحثهای نظری اخیر بهطور جدی به چالش کشیده شده است. این گرایشها در کنار یکدیگر، هویت این رشته را بیثبات کردهاند، اما همزمان دامنهی پرسشهای پژوهشی آن را گسترش داده و روششناسیهای بهکاررفته در آن را غنیتر ساختهاند.
برای آغاز، باید به تحولات اخیر مفهوم «تاریخ» پرداخت. این مفهوم، که در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، در واقع آنچنان که انتظار میرود تعریف روشنی ندارد.
نخستین تمایز ضروری، تفاوت میان «تاریخ» و «حافظهی جمعی» است. حافظهی جمعی به خاطراتی اشاره دارد که در میان گروههای فرهنگی مشترکاند و اغلب از طریق مناسک و کنشهای فعال یادبود تقویت میشوند و در شکلگیری هویتهای جمعی نقش دارند. تاریخ، در مقابل، میکوشد بر پایهی اسناد و منابع قابلراستیآزمایی، روایتی دقیق از گذشته ارائه دهد؛ روایتی که گاه میتواند با باورهای ریشهدار حافظهی جمعی در تعارض قرار گیرد (Wertsch & Roediger, 2008). از اینرو، «تاریخ» و «حافظهی جمعی» ممکن است در تقابل با یکدیگر قرار گیرند. با این حال، در تاریخ معماری، حافظهی جمعی گاه به دلیل پیوند مستقیمش با مکانها و بناهای مشخص مورد پذیرش قرار گرفته است، چرا که بر اهمیت و ویژگیمندی معماری تأکید میکند (Boyer, 1994; Hayden, 1997). برهمکنش میان تاریخ و حافظهی جمعی یکی از جنبههای جذاب تاریخنگاری معماری است؛ جایی که «تاریخنگاری» به عمل نوشتن یا تولید تاریخ معماری اشاره دارد.
دومین تمایز به تمرکز جغرافیایی تاریخ معماری مربوط میشود. همانند سازوکار حافظهی جمعی، تاریخ (و تاریخ معماری) نیز در آغاز تلاشی برای روایت تاریخ یک قوم یا ملتی خاص بود. در قرن نوزدهم، تاریخنگاری اغلب بهصورت تاریخ ملی جا انداخته شد، بهویژه در حوزهی معماری (Karge et al., 2022). این تمرکز ملی نخستین، کمکم جای خود را به رویکردی بینالمللی داد. در سال ۱۸۹۶، بانیستر فلچر کتاب «تاریخ معماری» را منتشر کرد که با روشی تطبیقی، مجموعهای جهانی از بناها و سبکها را بررسی میکرد (Fletcher & Fraser, 1896/2019). همچنین تاریخهای معماری مدرن بهعنوان بررسی پدیدهای بینالمللی شکل گرفتند؛ پدیدهای که گرچه در کشورهای خاصی ریشه داشت، اما بهتدریج قلمرویی بسیار گستردهتر را دربر گرفت (Giedion, 1980; Pevsner, 1975). در سالهای اخیر، این جهتگیری بینالمللی به علاقهای «فرا-ملی» بدل شده است که جریانهای انسانها، سرمایه و ایدهها را در مقیاس جهانی در نظر میگیرد (Baring, 2016; Burns & Brown, 2020; Gharipour & Kilinç, 2019; Ren, 2011; Rizvi, 2015).
برای خواندن متن کامل مقاله، شماره هشت مجله هنرنگار را خریداری نمایید.
