تاریخنگاریِ آینده و خیالپردازیهای نوشتاری و تجسمی
مهدی شادکار
«هیچ شکی نبود؛ شهر، اوج تسلط انسان بر محیط بود. نه سفرِ فضایی، نه پنجاه جهانِ استعمار شده –که اکنون با غرور مستقل هستند– هیچکدام بزرگترین پیروزیِ انسان نبودند؛ بلکه شهر بود.» — اسحاق عاصماُف، غارهای پولادی، ۱۹۵۴
از نیمهی قرن نوزدهم، خیالپردازیِ آینده، شکلی از تاریخنویسی گردید: تاریخی که هنوز رخ نداده بود، اما با همان جدّیت و جزئینگری که تاریخنگاران، گذشته را مینگاشتند، نویسندگان و خیالپردازان، از آیندهی خیالی مینوشتند. از وضعیت انسانِ آینده، ابزارِ آینده و شهرِ آینده، و نیز تصرفهای آیندهی انسان. ژول وِرن، نویسندهای که نسل ما از کودکی با او آشناست، و همچنین نویسندهای نامدار در جهان، با ترسیم ناتیلوس، زیردریاییِ کاپیتان نِمو، شهرهای زیرزمینی و سفرهای فضایی مانند سفر به ماه، آینده را در قالب گذشتهای امکانپذیر روایت میکند: آیندهای که با دقت یک مستندساز و با شور یک داستاننویس بنا شده است. او جزیرهی عظیم شناور و خودکفای «استاندارد آیلند» را در اقیانوس آرام میگرداند که مانند یک دولت-شهر مستقل، با هتلها، بانکها و تئاتر خود در دریا حرکت میکند (جزیرهی شناور، ۱۸۹۵)، ماشین-کشتی-هواپیمای چهارکارهی «ترور» را میسازد که سریعتر از هر وسیلهی زمان خودش است و نماد سلطهی کامل انسان بر زمین، دریا و هواست (ارباب جهان، ۱۹۰۴)، زیردریایی الکتریکی ناتیلوس را در «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» با تمام جزئیات فنی و نقشههایش توصیف میکند و حتی شهرهای زیرزمینی و سفر به ماه را با دقت یک مهندس و شور یک داستاننویس میآفریند؛ آینده در دست ژول وِرن، دیگر رؤیا نبود، بلکه گذشتهای بود که هنوز نرسیده بود.
برای خواندن متن کامل مقاله، شماره هشت مجله هنرنگار را خریداری نمایید.
