جستاری در باب تاریخنگاری انتقادی
ما در میان دو در حرکتیم: پیشا‑کنش و واکنش. تاریخ بازی ناتمام است. در یک سو فاصله، تکهتکهگی؛ در سوی دیگر، کلیت تاریخ. نکته اصلی این نیست که اثر را در مناسبت با تاریخاش نشان دهیم، بلکه این است که بتوانیم «تاریخی» را که آن را میشناسد — یعنی «اکنون تاریخی» — به تاریخی که اثر در آن پدید آمده است بگذرانیم. بدین سان معماری تبدیل به ارغنون (کتاب منطق) تاریخ میشود. تجربه تاریخی در دوران مدرن گسسته است و زبان روایت، قطعه وار میطلبد؛ دیگر محصول واقعیت عینی (کلیت تاریخی) نیست، بلکه فرآیند همگرایی دادههای متنوع، تکهپاره و گسسته است.
