اَیاصوفیه! به کجا میروی؟
کتابهای تاریخ هنر معمولاً میبایست از یک سو ساختاری خطی و دنبالهدار داشتهباشند، تا سیر تحولات هنری از پیشاتاریخ تا معاصر را نشان دهند و از سوی دیگر، بتوانند دنیای هنر را همچون شبکهای از همزمانیها، تبادلات فرهنگی، و مسیرهای نامتقارن نشان دهند. اما کتابی که بیش از حد خطی باشد، پیچیدگی واقعی تاریخ هنر را پنهان خواهد کرد و کتابی که بیش از اندازه ساختارشکن باشد، ممکن است پیوستگی روایت را از دست بدهد. این تنش ساختاری، تقریباً در همهی متون تاریخ هنرِ موجود دیده میشود.
