دگردیسی ادراک: تبارشناسی انتقادی زیباییشناسی در قرن بیستویکم
از «وانموده دیجیتال» تا «الگوریتمهای خودمختار»
کیارش میلانینیا
چکیده
قرن بیستویکم شاهد گسستی بنیادین در پارادایمهای زیباییشناسی بوده است. اگر قرن هجدهم با امانوئل کانت بر «بیغرضی» در قضاوت زیبایی تأکید داشت و قرن بیستم با آدورنو و بودریار به نقد صنعت فرهنگ و وانمودهها پرداخت، قرن حاضر زیباییشناسی را به عنوان یک «سیستم عامل» برای درک و برساختِ واقعیت بازتعریف کرده است. دیگر نمیتوان زیباییشناسی را به قلمرو هنر یا موزه محدود کرد؛ زیباییشناسی اکنون منطقِ زیربناییِ اقتصاد، سیاست و هویت است. این مقاله با رویکردی تبارشناسانه، تحول ادراک حسی را در چهار فاز اصلی بررسی میکند: (۱) چرخش دیجیتال و زیباییشناسی پسا-اینترنت، (۲) زیباییشناسی سرمایهداری پلتفرمی و مقولات نوین حسی، (۳) زیباییشناسی آنتروپوسن و بومشناسی تاریک، و (۴) ظهور هوش مصنوعی و بحران عاملیت هنری. استدلال اصلی این پژوهش آن است که در قرن ۲۱، زیباییشناسی از جایگاه «تأمل» به جایگاه «تعامل و تولید» نقل مکان کرده و به مکانیسم اصلی برای تولید «حقیقت» تبدیل شده است.
واژگان کلیدی: زیباییشناسی دیجیتال، پسا-اینترنت، سیان نگی، آنتروپوسن، بنکسی، هوش مصنوعی، سیاستزدایی، وانموده.
ضرورت بازخوانی تاریخ زیباییشناسی قرن بیستویکم ؛ زیباییشناسی به مثابه مکانیسم بقا
چرا باید تاریخ زیباییشناسی قرن بیستویکم را نوشت، در حالی که هنوز حتی یک ربع از آن نگذشته است؟ پاسخ در دگردیسی بنیادین جایگاه «تصویر» نهفته است. اگر در قرون گذشته، زیباییشناسی شاخهای از فلسفه بود که به تأمل در باب «هنر زیبا» و لذت حاصل از آن میپرداخت، در قرن حاضر، زیباییشناسی به «منطقِ فرهنگیِ مسلط» تبدیل شده است. ما دیگر در جهانی زندگی نمیکنیم که صرفاً شامل اشیاء زیبا باشد؛ ما در جهانی زندگی میکنیم که توسط الگوریتمهای زیباییشناختی ساخته، پردازش و قضاوت میشود.
لزوم این بررسی تاریخی از سه بحران و تغییر عمده نشأت میگیرد که نادیده گرفتن آنها، ما را در برابر جهان پیرامونمان خلع سلاح میکند:
اشباع تصویری و کوریِ ادراکی:
انسان قرن ۲۱ روزانه با هزاران تصویر بمباران میشود؛ از تبلیغات هوشمند و استوریهای اینستاگرام تا رابطهای کاربری (UI) و اخبار بصری. این «تورم تصویری» منجر به نوعی بیحسی یا کوری ادراکی شده است. بررسی تاریخ زیباییشناسی این دوره (از گلیچ تا مینیمالیسم شرکتی) به ما کمک میکند تا بفهمیم این تصاویر چگونه کار میکنند، چه چیزی را پنهان میکنند و چگونه ناخودآگاهِ جمعی ما را شکل میدهند. بدون این واکاوی، ما مصرفکنندگانِ منفعلِ محتوایی خواهیم بود که مهندسی شده است تا ما را شرطی کند.
ادغام زیباییشناسی و اقتصاد (سرمایهداری عاطفی):
همانطور که نظریهپردازانی چون سیان نگی نشان دادهاند، مقولات زیباییشناختی امروز (مانند «بامزه» یا «جالب») مستقیماً به چرخههای تولید و مصرف متصلاند. «زیبایی» دیگر وعدهی خوشبختی (آنطور که استاندال میگفت) نیست، بلکه وعدهی «لایک»، «کلیک» و «فروش» است. بررسی تحولات زیباییشناسی در دو دهه اخیر، در واقع کالبدشکافیِ اقتصادِ نوین جهانی است. فهمیدن اینکه چرا یک تصویر «وایرال» میشود، کلید فهمیدن سازوکار سرمایهداری پلتفرمی است.
بحران حقیقت و سواد بصری:
با ظهور هوش مصنوعی مولد و دیپفیکها در سالهای اخیر، رابطه سنتی بین «دیدن» و «باور کردن» گسسته شده است. زیباییشناسی اکنون به خط مقدم نبرد برای حقیقت تبدیل شده است. سیاستمداران، رسانهها و هوشهای مصنوعی از ابزارهای زیباییشناختی برای ساختن واقعیتهای جایگزین استفاده میکنند. بنابراین، مطالعهی تاریخچه این ابزارها و تکنیکها، نه یک تفنن آکادمیک، بلکه نوعی «دفاع شخصی» در برابر فریبخوردگی است.
این مقاله با ردیابی تبارشناسانه تحولات بصری از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، تلاش میکند نقشهای برای مسیریابی در این «تالار آینهها» فراهم کند. هدف ما پاسخ به این پرسش است: چگونه زیباییشناسی از «ابزار لذت» به «سیستمعامل واقعیت» تبدیل شد؟
برای خواندن متن کامل مقاله، شماره هشت مجله هنرنگار را خریداری نمایید.
